تبلیغات
○๋•❀TeenTOP & K-pop Story❀○๋• - Please Don't Go... -2
تاریخ : سه شنبه 9 مهر 1392 | 08:03 ب.ظ | نویسنده : Negin
پارت دوم هم بخاطرتارا جون گذاشتم

ادامه نظرهم بزارید


راستی عکسا خوب شدن؟ باموبایل درست کردم

http://www.pic98.ir/images/f5i7rh30bdcux82od5t.jpg
صبح شد ته ایون یونیفرمشو پوشید و برای صبحانه به حیاط رفت........

-سلام به  همگی صبح تون بخیر

پدر با چهره خندون ته ایون خوشحالی عمیقی توی چشماش برق میزد بعد از اومدنش از امریکا این اولین باری بود که لبخندمیزد

-سلام دخترم صبح توهم بخیر

-سلام عزیزم بشین برم برات اب پرتقال بیارم

-باشه ممنون اجوما

ته ایون پشت میز نشست وموهاشو با دستاش کنارزدواب پرتقالشو خورد

بعد هم صورت پدرشو بوسید وازهردو خدافظی کردو به مدرسه رفت

-----------------------------------------

-لوهان  امروز چقدر خوشحالی چیزی شده

چانیول یکم به رفتارای عجیب لوهان وخندیدوگفت

-سهون ببین انگار تازه داماده چه تیپی کرده

لوهان بالشت روی تختشو برداشت وسره چانی رو نشونه گرفت و دقیقا بالشت بطرف سرش پرت شد

-اه یاااااااا تازه داماد سرمو درداوردی

-تاتوباشی غیبت نکنی

-اوف بالشت که نرمه په چرا انقدر درد گرفت؟؟

قیافشو درهم کردو سرشو ماساژداد

هرسه یونیفرم هاشونو پوشیدن و به مدرسه رفتن

لوهان سرشو بالا گرفت وقیافه گرفت و رفت کنار ته ایون نشست

ته ایون هم لبخند محو کننده ای بروی لباش بود

لوهان نتونست جلوی دهنشو بگیره وبالاخره کرمشو ریخت

-اهمممممممم

اما توجهی نسبت بهش نشد دوباره باصدای بلندتری گفت

-اهممممممممم!!!

مثل بارقبل اینبارم بی نتیجه بود ته ایون یه ذره توجهی به لوهان نمی کرد

لوهان اعصابش خوردشد وهمینکه خواست بلند سرش داد بزنه معلم وارد کلاس شد

لوهان توی فکرش گفت

-این دختره دیگه کیه  چطورمیتونه کل روزو ساکت بمونه ایشششششش من که خودمو بکشم چیزی نگم فوقش 30 دقیقه است اونم بزور امااون......

زیرچشمی به ته ایون نگاه کردوبازوی فکرش گفت-اما اون خیلی خشگله داره دیونم میکنه

بعدشم موهاشو بادستاش بهم ریخته کردوبدون اینکه متوجه شه توی کلاسه بلند گفت

-نـــــــــــــــــــــــــه سه ساعت موهامو درست کردم

کل کلاس زدن زیر خنده حتی معلمم خندش گرفته بود

لوهان که تازه متوجه شده بود چیکارکرده یه نیشخندی زدو گفت

-متاسفم متاسفم

ته ایون هم یه نیشخندی زدو سرشو تکون داد

لوهان-چیه چرا سرتو تکون میدی؟

-.........

-موندم چطور دختری مثل تو انقدر رو مخه ادم راه میره ایش کسل کننده

ته ایون با این حرف لوهان خنده از روی لبش کنار رفتو اخماش توی هم شداما خودشو کنترل کرد برای زنگ استراحت

زنگ استراحت خورد

لوهان کنار سهونو چانیول رفت که یهو ته ایون محکم توی ساق پاش زدووقتی خم شدوپاشو گرفت با کف دستش  زد توی سرش

لوهان کم مونده بود کلاسو باصدای دادش خراب کنه

ته ایون که دلش خنک شده بود دستاشو تکون وبانازو اشوه از کلاس خارج شد.....

چانیول و سهون مرده بودن ازخندیدن

لوهان-چیه خفه شید

چانیول-تازه دامادمون ازجانب عروس خانوم کتک خورد

لوهان-میبیندی اون دهنو یا خودم ببندمش

سهون-چانیول بیا بریم تا کتک نخوردیم

سهونو چانیولم بیرون رفتن

اما لوهان رفت سرجاش نشست وبه این فکر کرد که چطوری باید تلافی کنه  هیچ وقت اینقدر خواروکوچیک نشده بود جلوبقیه که یه دختر اینکارو باهاش کرد

زنگ کلاس به صدا دراومد وته ایون به کلاس اومدو روی صندلیش نشست
لوهان هیچیز نگفت وفقط ساکت نشسته بود اما اخم هاش بدجور توی هم بود

فردای اون روز ته ایون  کیفشو برداشت وبه مدرسه اومد اما همین که پاشوتوی کلاس گذاشت چیزی دید که رنگ از صورتش پروند....

روی برد کلاس تمام چیزهای بد راجب ته ایون نوشته بودن  وحتی روی صندلیشم تمام باماژیک سیاه چیزای زشت وتوهین امیز راجبش گفته بودن

اشک توی چشمای ته ایون جمع شده بود سریع از کلاس خارج شد اما متوجه شد لوهان وسهون وچانیول دارن به طرف کلاس میان لوهان هم داشت بلند بلند میخندید واین کفر ته ایونو بیشتر کرد باعجله به سمت لوهان رفتومحکم توی گوشش زد وبالاخره به حرف اومدو گفت

-پست ترین و کثیف ترین پسری هستی که توی دنیا دیدم ازت باتمام وجودم متنفرم

اشکاش سرازیر شدنو محکم کولشو به کول لوهان زدوباعجله به سمت در ورودی دوید

لوهان بااین حرفای  ته ایون سرجاش عین یه تیکه یخ خشکش زد

سهون-این چش بود لوهان چیکارکردی مگه؟؟؟قضیه چیه

چانیول-حتما خیلی مهمه که به حرف اومده

لوهان به خودش اومدو سریع دوید  به سمت کلاس چانیول وسهونم دویدن

چانیول چشماش گرد شده بودو دهنش وامونده بود

لوهان با عصبانیت بلند داد زد

-کی اینکارو کرده؟؟؟؟؟

اما هیچ جوابی نشنید

-خودم اون کسی که اینکارو کرده رو بادستای خودم خفه اش می کنم

بعده حرفی که زد سریع بدنبال ته ایون رفت.........





طبقه بندی: Please Don't Go...،