تبلیغات
○๋•❀TeenTOP & K-pop Story❀○๋• - قسمت 20
تاریخ : سه شنبه 22 بهمن 1392 | 03:47 ب.ظ | نویسنده : Negin ღღღ

نگین نگاهشو از نگاه سوهو سوهو دزدید و به سارینا نگاه كرد و گفت:باشه میاییم.....

همگی رفتن مشغول شام خوردن شدن.....

جین گفت:به به تیا جان تو شام آماده كردی؟

تیا گفت:حدودا همكاری هممون شد این.....

بكهیون گفت:آفرین هانا از این كارا هم بلدی؟

هانا گفت:پس چی فكر كردی اصلا بهتر از دست پخت من كجا دیدی ؟

چانیول گفت:واقعا خوشمزه شده به نظر منم عالیه....

سارینا گفت:نینا جان نگین جان شما دوتا خوب بخورید....

كیونگ سو گفت:حواسم بهش هست......

چانیول گفت:وای سارینا انقدر نگران اینا نباش سوهو و كیونگ سو.....مراقبشونن.....

سارینا یه اشاره ای به نگین كرد و گفت:آره كاملا مشخصه....نگین چرا با غذات بازی میكنی؟دوست نداری دست پخت مارا برم برات یه چیز دیگه آماده كنم؟

نگین یه نگاهی به سارینا كرد و گفت:نه نه اشكالی نداره خیلیم خوبه الان میخورم......ممنون سارینا جان.....

سوهو یك لقمه برای نگین گرفت و برد طرف دهن نگین و گفت:بفرمایید اینو بخورید.....نگینم با یه لبخند تلخ.....اون قژلقمه را خورد......نگین ناراحتیش برای سوهو بود چون تو این مدت سوهو خیلی اذیت شده بود.....و نگینم كه الان متوجه شده بود دلیل ناراحتی سوهو خودش بوده خیلی ناراحت بود......تو دلش گفت:سوهو كاش میفهمیدی با حرفات قلبمو به آتیش كشیدی......

شام تمام شد.....همه نشستن به حرف زدن......اما نگین خودشو از جمع كنار كشید و نشست یه گوشه ای سرشو گذاشت رو زانوهاش فكر كرد:خوب عالی شد این از كیریس كه معلوم نیست كجاست....اینم از سوهو خدای من چرا این طوری میشه چرا هر چی بلا داره رو سر من نازل میشه چرا این طوری شد......نگین تو این فكرا بود كه سارینا اومد كنارش و گفت:نگین جان اتفاقی افتاده؟

نگینم سرشو آورد بالا و گفت:هیچی اتفاقی نیوفتاده...

سارینا گفت:نگین میتونی بهم اعتماد كنی قول میدم .....نگینم یكم به سارینا نزدیك شد كه كسی صداشو متوجه نشه و شروع كرد به تعریف كردن تمام مسائلش از اول با كیریس و علاقه سوهو نسبت به خودش......

بعد از اینكه حرفای نگین تمام شد.....سارینا گفت:وای نگین چه موقعیت بدی حالا میخوای چیكار كنی؟

نگین گفت:نمیدونم سارینا فقط به تو گفتم بین خودمون باشه.

سارینا گفت:حتما نگین عین همیشه فقط نگین من تا جایی كه بتونم برات دعا میكنم تا از این وضعیت در بیایی واقعا سخته.....

كه نینا و هانا و تیا هم اومدن....

نینا گفت:خوب خلوت كردید چی میگید چی شده؟

سارینا گفت:نینا یه چیزی به نگین بگو ها ببین برای كیریس چه قدر خودشو باخته.......خوب باید قوی باشی....

تیا گفت:حق با سارینا نگین یكم محكم باش من قول میدم به خاطر عشق قوی شما و نینا نسبت به كیریس و كای همه چیز درست میشه.....

هانا گفت:خوب بگو ببینم نینا خانوم كیونگ سو چی بهت گفت از حال و هوای ناراحتی در اومدی؟بمیرم نگین توام شانست عین منه سوهو نه تنها از ناراحتیت كم نكرد بلكه یه خرمنم بهش اضافه كرد آره؟

نینا گفت:چرا چرت میگی هانا نه بابا كیونگ فقط یه شعر واسم خوند میخوای برات بخونمش؟

تیا گفت:ماشاالله چه طوری حفظ كردیش؟

نینا گفت:از فنون خاص خودم بخونم واستون؟خیلی عاشقانه و قشنگ بود گفت اینو با چن بكهی لوهان میخوندن اما این بار همشو خودش خوند واسم......

هانا گفت:بخون ببینم....

نینا گفت: بذار ببینم آهان اسم آهنگش open arms  :

Lying beside you

Here in the dark

Feeling your heartbeat with mine

Softly you whisper

You're so sincere

How could our love be so blind

We sailed on together

We drifted apart

And here you are

By my side

So now I come to you

With open arms

Nothing to hide

Believe what I say

So here I am

With open arms

Hoping you'll see

What your love means to me

Open arms

Living without you

Living a lone

This empty house seems so cold

Wanting to hold you

Wanting you near

How much I wanted you home

But now that you've come back

Turned night into day

I need you to stay

So now I come to you

With open arms

Nothing to hide

Believe what I say

So here I am

With open arms

Hoping you'll see

What your love means to me

Open arms

نگین با خوندن نینا فقط حواسش به سوهو بود......نینا هم انقدر با آب تاب خوند این شعرو كه همشون فقط یاد عشقاشون افتادن.....

بعد از اتمام شعر اولین كسی كه شعر تحسین كرد تیا بود كه گفت:وای عالی بود خیلی قشنگ بود.




طبقه بندی: پرواز در افق،